«تعامل و ارتباط با دیگران» از امور اساسی زندگی انسان است که برای رشد و پیشرفت یا بقا و حیات شکل میگیرد و رابطۀ نزدیکی بین آن با «احساس خوشبختی»، «لذت و شادمانی»، «سلامت جسمانی» و «نفع فردی و اجتماعی» وجود دارد. در این بین نیاز به ارتباط با جنس مخالف در مقطعی از زندگی از برجستگی خاصی برخوردار است و رهاورد دلدادگیهای پسرانه و دلبریهای دخترانه محسوب میشود که بر اساس نیروی پیوندجویی دو جنس مخالف شکل میگیرد و با ایجاد علاقه و محبّت استمرار مییابد.
گفتنی است این ارتباط و علاقه اگر از آغاز تنظیم نشود و در مسیری درست و منطقی خود قرار نگیرد، از چارچوب هنجارهای فرهنگی و اجتماعی و دینی خارج میشود، به سوی بیعفتی، سرکشی و عصیان میرود و جوشش درونی به شورش بیرونى مىانجامد.
پیش از هر سخن باید بدانیم گفتگوها و تعاملات رایج اجتماعی که در محیطهای علمی و آموزشی یا اجتماعی و اقتصادی در سطح جامعه وجود دارد و بدون هر احساسی انجام میپذیرد، «ارتباط» نام دارد؛ اما این ارتباط اگر با محبت و صمیمیت یا عشق و علاقۀ قلبی ویژهای ادامه یابد، «دوستی» گفته میشود.
بنابراین ارتباط تحصیلی بین دختر و پسر در حد کتاب و جزوۀ درسی یا پرسش و پاسخهای معمول بین معلم و شاگرد از مقولۀ دوستی نیست و نشانهها و آثار آن را ندارد، بلکه نوعی ارتباط همانند دهها ارتباطات روزمره براى حل مشکلات و آسانسازی سختیهاست، بیآنکه علاقهای قلبی شکل گیرد یا همدلی و همگرایی صورت پذیرد.
در این نوشتار ابتدا به مجموعۀ دیدگاههای گوناگون دربارۀ ارتباط دختران و پسران میپردازیم و سپس وظایف والدین و جامعه در قبال این رفتارها را بررسی میکنیم.